داستانهاي ملا نصرالدين

این مطلب در تاریخ: جمعه 14 بهمن 1390 ساعت: 13:39 منتشر شده است
پنجاه مزيت زن بودن

این مطلب در تاریخ: جمعه 14 بهمن 1390 ساعت: 12:05 منتشر شده است
در بيمارستاني ، دو مرد بيمار در يك اتاق بستري بودند.يكي از بيماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر يك ساعت روي تختش بنشيند . تخت او در كنار تنها پنجره اتاق بود . اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد . آن ها ساعت ها با يكديگر صحبت مي كردند ؛ از همسر ، خانواده ، خانه ، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي زدند ...
.
.
.
می پسندم 0 نمی پسندم 0
این مطلب در تاریخ: جمعه 14 بهمن 1390 ساعت: 11:41 منتشر شده است
پاسخهاي عجيب يك دانش آموز به سوالات امتحاني
داستان بسيار جالب و خنده دار(حيفه از دست بدين)
زن نصف شب از خواب بیدار میشود و میبیند که شوهرش در رختخواب نیست، ربدشامبرش را میپوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین میرود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود....
.
.
.
ادامه مطلب
این مطلب در تاریخ: شنبه 08 بهمن 1390 ساعت: 20:02 منتشر شده است
درس خوندن پسرها!!!!!
یا درس نمی خونن یا وقتی می خوان بخونن باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد كه شب امتحانه ... یه كم كه درس خوندن یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شن و به یه چیزی فكر می كنن بعد انگار كه درس خوندن بلند میشن میرن استراحت می كنن بعد از یك ساعت استراحت دوباره میرن میشینن فكر می كنن .
وقتی فكرشون تموم شد. . .
.
.
.
ادامه مطلب
می پسندم 0 نمی پسندم 0
این مطلب در تاریخ: شنبه 08 بهمن 1390 ساعت: 19:19 منتشر شده است
داستان كوتاه فوق العاده زيبا درمورد رفاقت
سلام رفیق
انتظار نداشتم چون محكوم به حبس ابد بودم تو هم فكر فرار رو از سرت بيرون كني...
انتظار نداشتم شريك غمهام بشي و شاديهاي كوچكت رو به من تعارف كني...
انتظار نداشتم وقتي از پشت ميله ها آزادي رو نگاه مي كني، من رو هم تو روياهات ببيني...
انتظار نداشتم وقتي يواشكي كليدها رو از جيب نگهبان برداشتي منو محرم بدوني...
حتي انتظار نداشتم وقتي تو اعماق شب از سلول خارج شدي،كليدها رو با خودت نبري...
اما...اما فقط انتظار داشتم به حرمت:
تموم خاطرات مشتركمون...
تموم يادگاريهامون روي ديوار...
تموم خط شمارش هاي شب زدنمون رو ديوار...
تموم دوستت دارم هاي روي ديوار...
تموم قلب هاي تير خورده ي روي ديوار...
آروم صدام ميكردي و ميگفتي...
خداحافظ رفيق..
این مطلب در تاریخ: شنبه 08 بهمن 1390 ساعت: 19:01 منتشر شده است
پنجاه راه پياده روي رو اعصاب ديگران

1.
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن
2.
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
3. . . . ادامه مطلب
بادکنک بچه ها رو بترکونين
4.
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
می پسندم 0 نمی پسندم 0
این مطلب در تاریخ: شنبه 08 بهمن 1390 ساعت: 18:20 منتشر شده است





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید