داستان كوتاه فوق العاده زيبا درمورد رفاقت
سلام رفیق
انتظار نداشتم چون محكوم به حبس ابد بودم تو هم فكر فرار رو از سرت بيرون كني...
انتظار نداشتم شريك غمهام بشي و شاديهاي كوچكت رو به من تعارف كني...
انتظار نداشتم وقتي از پشت ميله ها آزادي رو نگاه مي كني، من رو هم تو روياهات ببيني...
انتظار نداشتم وقتي يواشكي كليدها رو از جيب نگهبان برداشتي منو محرم بدوني...
حتي انتظار نداشتم وقتي تو اعماق شب از سلول خارج شدي،كليدها رو با خودت نبري...
اما...اما فقط انتظار داشتم به حرمت:
تموم خاطرات مشتركمون...
تموم يادگاريهامون روي ديوار...
تموم خط شمارش هاي شب زدنمون رو ديوار...
تموم دوستت دارم هاي روي ديوار...
تموم قلب هاي تير خورده ي روي ديوار...
آروم صدام ميكردي و ميگفتي...
خداحافظ رفيق..
داستان كوتاه فوق العاده زيبا درمورد رفاقت
هي تو...فقط خودت باش همين...
انتظار نداشتم چون محكوم به حبس ابد بودم تو هم فكر فرار رو از سرت بيرون كني...
انتظار نداشتم شريك غمهام بشي و شاديهاي كوچكت رو به من تعارف كني...
انتظار نداشتم وقتي از پشت ميله ها آزادي رو نگاه مي كني، من رو هم تو روياهات ببيني...
انتظار نداشتم وقتي يواشكي كليدها رو از جيب نگهبان برداشتي منو محرم بدوني...
حتي انتظار نداشتم وقتي تو اعماق شب از سلول خارج شدي،كليدها رو با خودت نبري...
اما...اما فقط انتظار داشتم به حرمت:
تموم خاطرات مشتركمون...
تموم يادگاريهامون روي ديوار...
تموم خط شمارش هاي شب زدنمون رو ديوار...
تموم دوستت دارم هاي روي ديوار...
تموم قلب هاي تير خورده ي روي ديوار...
آروم صدام ميكردي و ميگفتي...
خداحافظ رفيق...
می پسندم 0 نمی پسندم 0
این مطلب در تاریخ: شنبه 08 بهمن 1390 ساعت: 19:01 منتشر شده است




ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید